رفتم بیمارستان،تو شهر خودم استاجر شدم،با گروهه رنکه یکه ورودی 91...جوشون خیلی خیلی متفاوته باجوه دانشگاه قبلیم...ولی متفاوته خوب...با یکی از همکلاسیای دبیرستانم همکلاس شدمو خب با بقیم گرم نمیگیرم...وقتی فقط سه ماه قراره باهاشون اطفالو داشته باشم دلیلیم برا صمیمیت نیست...
یک هفتس با این برنامه ی کرفس کالریامو میشمرم،و خب به جایی نرسیدم...دریغ از صد گرم کاهش وزن،امروز اوردوز کردم تو صبحانه...و خب فک کنم خیلی بیشتر باید از کالریم کم کنم...
و خب...دیگه چیزی برا تعریف کردن ندارم
برچسب:
نویسنده: آرمان صالحپور
تاريخ: پنجشنبه
18 شهريور
1395 ساعت: 6:09