خرید بک لینک
بازم خاب دیدم...و اینبار کسی رو باهمون حسّی که س.ب. رو موقع جدا شدن ازش بغل کردم،درآغوش گرفتم...برگشتم به 9سال قبل...با این خاب اونقدر حالم منقلب شد که خودم رو تو آینه نمیشناسم...بوشو حس کردم...حضورشو حس کردم...همه چیو مو به مو حس کردم...

چقدر اینروزا خاب میبینم...خابای اینطوری...خابای عجیب...خابای عزیز...

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:47 توسط سوم شخص کاتب |

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:37

صفحه بندی