خرید بک لینک
نفسم رفت

قوته پاهام رفت

زمان رفت

مکان رفت

فقط زل زده بودم بش

موهاش

ریشش

خنده هاش

تا اینکه

شونه به شونش شدمو با شنیدنه صداش موقعه تلفنی صحبت کردن به خودم اومدمو فهمیدم اشتباه کردمو این مرد شهریار نیست...

+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:31 توسط سوم شخص کاتب |

برچسب: نویسنده: آرمان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 20:02

صفحه بندی